پهلو شکسته(داستانک)154 کلمه
در بستر افتاده بود ! درد داشت ولی نه آنقدر که بی تابش کند!
شبهای طولانی بهاررا با درد دربستر می گذراند.
صدای هیئت از همسایگی خانه اشان شنیده می شد.
مراسم عزای بانوی دو عالم!
ایام فاطمیه بود.شب آخر.شب شهادت .
صدای عزاداران بلند و بلند تر می شد!
تحمل شنیدنش کم و کم تر میشد!
وصف داغ او داغونش می کرد.
هر لحظه درد خودش رو یاد می آورد.
با خودش فکر می کرد!
حالا فهمیدم وقتی میگن پهلو شکسته یعنی چه؟
حالا که خودم پهلوم شکسته ، تا حالا نمی فهمیدم پهلو کجاست که می شکنه !
ولی حالا !
قسمت بود تصادف کنم تا یکی دیگه از داغهای اهل بیت رو حس کنم !
با گوشت و پوست وخون خودم!
صدای گریه اش تو خونه پر شده بود .از درد ناله می کرد و به خودش می پیچید . همه نگران دردش بودند،
ولی او گریان داغ بود!
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:54 توسط royajoon
|
مهمترین آرمان انسان حقیقت جو ، سعادت و رستگاری حقیقی و زندگی جاودانه است که جز در پرتو دین و دینداری حاصل نمی شود . دین ماندگار ترین میراث فرهنگی بشر است که از آغازین روز خلقت انسان ، تا به امروز پهنه ی گیتی را نورانی و پر فروغ نموده و فرصت بهرمندی از مواهب الهی را برایش فراهم آورده است تا انسان در پرتو هدایت این نور آسمانی ، عبد شکور و مخلص خدا شده و به بهترین جایگاه و منزلت خود که همانا مقام خلافت الهی در زمین است ، نائل آید .